ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1205

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كه مطابق شيوه‌هاى شعرى باشد ناپسند و مذموم است و آنچه مردم اين عصر را بدين شيوه وا داشته نفوذ و استيلاى عجمه بر زبان ايشان است و به همين سبب نمى - توانند حق سخن را در مطابقت آن با مقتضاى حال ادا كنند و بالنتيجه از سخن مرسل ( آزاد ) بسبب دورى غايت آن در بلاغت و وسعت شئون ( مختلف آن ) عاجزاند زيرا بيش از حد دور از بلاغت ميباشند و به اين سخن مسجع دلبسته ميشوند و نقايص خود را در تطبيق سخن با مقصود و مقتضاى حال از راه تلفيق سخنان مسجع مىپوشانند و با مقدارى از آرايش و سجع و القاب و عناوين سخن خويش را اصلاح ميكنند و از ديگر امور غفلت ميورزند و بيشتر كسانى كه بدين روش گرائيده و در تمام اقسام سخن خود مبالغه‌وار آن را به كار برده‌اند نويسندگان و شعراى مشرق در اين دوران‌اند . حتى ايشان باعراب و تصريف كلمات نيز خلل وارد مىآورند هنگامى كه بخواهند آنها را در تجنيس يا مطابقه‌اى به كار برند كه با تصريف يا اعراب سازگار نباشد و اگر ببينند با لطمه رسيدن به اعراب كلمه‌ها و تصريف آنها جناس درست مىشود اين نوع جناس را ترجيح ميدهند و اعراب را رها ميكنند و اساس كلمه را تباه ميسازند باميد اينكه به جناس برخورد . اگر خواننده در اين باره بينديشد و گفتارى را كه در اين موضوع مقدم داشتيم بدقت بخواند به صحت سخنان ما آگاه مىشود . و خدا توفيق دهندهء آدمى است . [ 1 ] فصل 46 در اينكه بندرت ممكن است كسى در هر دو فن نظم و نثر مهارت يابد و سبب آن اين است كه ( چنان كه بيان كرديم ) سخن گفتن را ملكه‌اى است كه هر گاه نخست ملكهء ديگرى جاى آن را بگيرد آن وقت از تكميل ملكه‌اى كه

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت آخر فصل چنين است : و خدا توفيق دهندهء آدمى به راه راست بفضل كرم خود مىباشد و خداى دانا تعالىتر است .